فقط نگاه می کردیم
جشن که تموم شد خیلی متین اومدیم بیرون شب خونه خاله لیلا بودیم فردای اون روز من کلاس داشتم با یه استاد مامانی و گوگولی و شیطون وای اینقد این با نمکه و با مزست که نمی دونید، من که اصلا می ترسم نگاش کنم وقتی داره درس می ده چون خندم می گیره
فکر کنید دانشگاه ما استاد با مزه هم داره البته نمره دادنش با نمک ترازخودش
نمیدونم آخره ترم هم نظرم در موردش همینه یا ....آخه قبلا تجر به کردم
بکشم
بعد موهامو بکنم
دلم می خواست جیغ بزنم دلم می خواست سرمو بزنم به دیوار
صبح خواستم برم دانشگاه،بابام اینا هم می خواستن برن بیرون من گفتم شما خیلی فس وفس می کنین تا برین بیرون، من با شما نمیام خودم میرم اونا هم می گفتن نه ما که داریم میریم تو هم با خودمون می بریم دیگه این چه کاریه،خلاصه از اونا اصرار و از ما انکار،بلاخره ما قبول کردیم وای حالا مگه اینا میومدن که بریم منم جیغ دیرم شده وقت ندارم
بلاخره رضایت دادن و اومدن، وای نمی دونید چی شد اونا می خواستن برن عالی شهر
ولی من عالی شهر کلاس نداشتم من بوشهر کلاس داشتم برج پیاده شدم حالا مگه ماشین گیرم میومد دیگه داشت گریم می گرفت
بلاخره یه ماشین در بست کردم تا دانشگاه تکمیلی نزدیکای هتل دلوار نمی دونم راه پیمایی بود چی بود خیابون و بسته بودن مجبور شدم پیاده شم و پیاده تا دانشگاه برم همه چی دست به دست هم داده بود که من دیرم شه
بلاخره کلی دیر به کلاس رسیدم.
بعد از این کلاسم عالی شهر تربیت بدنی داشتم قرار شده بود که برای تربیت بدنی پینگ پنگ تمرین کنیم برا من که خیلی خوب بود اینقد خوشحال شدم وقتی فهمیدم اینطوری شده بودم>>>>>>
چون من قبلا پینگ پنگ بازی می کردم ناسلامتی
استاد بعد از توضیحاتی در مورد این ورزش، تک تکمون پشت میز می رفتیم و اون برامون توپ مینداخت و ما جواب می دادیم نوبت من که رسید پشت میز که ایستادم استاد بم گفت تو برو ،برو خودت تمرین کن از استیلی که گرفتی فهمیدم بلدی
منم داشتم حال می کردم
(حالا اینم حال کردن داره)
اون روز سارا کادو تولدمو بم داد با تابلویی که مامانش برام کشیده بود
عکس تابلویی که مامان سارا کشیده رو براتون میزارم
.همون روز بعد از ظهر من زبان سرا کلاس داشتم هر جا زنگ میزدم هیچ اژانسی ماشین نداشت منم طبق معمول همیشه دیرم شده بود اصابم خورد شد اینقد سر و صدا کردم این چه وضعشه این آژانسا بنزین ندارن اینقد سرو صدا کردددددددددددددددددمممممم بلاخره بابام گفت می رسونمت
خوب شد همون روز بنزین گیرش اومده بود چون ما هنوز کارت سوخت نداریم.
یه چیزی هست که چند وقته می خوام بگم ولی یادم میره ، قابل توجه پسرای دانشگاه
لطفا وقتی ما خانوما داریم سوار سرویس می شیم از زیر دستمون رد نشید تند بدویید برید تو پس غیرتتون کجا رفته نا سلامتی اتوبوسا رو جدا کرده بودن ولی بازم مخلوط سوار میشیم .حالا اینش و کار ندارم این کار خیلی زشته که هر طور شده می خوان خودشون و بندازن تو
سرویس اصلا به این فکر نمی کنن که خانمی جلوایستاده،ادبی،نزاکتی،غیرتی ،کشکی،.........اینا هم وجود داره چند بار خواستم از این صحنه ها عکس بگیرم جور نشد ولی حتما این کار رو میکنم و عکسشو براتون میذارم.
دیروز تو دانشگاه یه اتفاق زشت افتاد که اصلا روم نمیشه بگم خجالت می کشم از یه خانم دانشجو واقعا بعیده تویه دستشوییه دانشگاه کیف یه دختره رو دزدیدن وای واقعا شرم آوره
دلم نمی خواست اصلا همچین موضوعی رو مطرح کنم ولی خوب.............اولین بار نیست همچین اتفاقی می اوفته ترم قبل یه دختره چادر و کیفشو برده بودن
شرم آوره واقعا شرم آوره.
امروز که اومدم خونه گشنم بود یه قابلمه رو گاز بود با چه ذوقی دوییدم طرفش انگار می خواست فرار کنه
.ولی امروز من یه آشپزی ای کردم مامانم اومد خونه کلی ذوق زده شد و به دخترش افتخار کرد
.
اینم نقاشی ای که مامان سارا کشیده
دستش درد نکنه

پ ن1: این حدیث و فاطمه دوستش نشستن دارن درس می خونن قراره سر یه کلاس مدرس باشن اونم هر دو باهم.
من شدم دانشجو اونا هم استاد
.حالا ببینید چطوری درس می دن.
حدیث:بررسی . فاطمه:پاسخ. حدیث:پله.فاطمه:مدار:حدیث:R فاطمه:C (بررسی پاسخ پله مدار RC)
البته باید میشنیدین با اون صداهاشون
.مثل گوینده های رادیو
پ ن2: ببخشید اگه سر نمی زنم خیلی کم میام نت هرکس خبر داده بود آپ کرده سر زدم. سرم شلوغه فعلا دارم درس می خونم
هر جلسه می خونم که انباشته نشه خدا کنه تا آخرش همینطوری پیش بره
.
مناجات:خدایا!ما را دلسوز حال مردم قرار ده
یا حق

