سلام
حوصلم سر رفته بود گفتم بيام يه چيزي بنويسم فردا ميان ترم دارم
تعجب نكنيد مربوط به دانشگاه نميشه ميان ترم زبان(زبان سرا) حوصله درس خوندن ندارم
البته 2 درس بيشتر نيست خيلي هم سخت نيست اما بايد short story هم بخونيم .داستان با حالي هم نيست كه آدم حوصلش بشه بخونه خيلي بي معنيه
به قول يكي از بچه ها اگه يه lovely داده بود سه سوته حفظ مي كرديم .
ولي خوب چه كار مي شه كرد بايد خوند ديگه الان 2 صفحش و خوندم يعني خلاصه كردم اما چه خلاصه اي فقط جايي كه اسم و فاميل با هم بودن فقط اسمش كردم![]()
آخه نمي شه چيزيشو كم كرد يا تغيير داد خيلي يه جوريه
يه صفحه ديگش مونده فردا هم مي خوام برا امتحان بخونم قفط بايد اولين نفر داوطلب بشم ولي همه برا تكه هاي اولش سرو دست مي شكونن
اولشو اكثرا خوب بلديم
نمي دونم چرا شايد چون اولشو بيشتر مي خونيم. فردا ساعت 6:20 كلاسم شروع مي شه 5 تا 7 هم دانشگاه كلاس دارم اين استاده هم مي دونم مياد اخه حديث باهاش يكشنبه كلاس داشته اومده بوده من كه نمي تونم برم اخه ميان ترم زبان دارم هفته هاي ديگه هم بايد 3 تا 5 برم كه به كلاس زبانم برخورد نكونه اين كلاس زبانم شده دردسر.![]()
الان همه خوابيدن حتي زير تيغم تا آخر نديدن فقط منو فاطمه (خواهر كوچيكم كلاس اول راهنماييه) طبق معمول تا آخر فيلمو مي بينيم حالا اونم خوابيده منم حوس كردم بيام پاي كامپيوتر آخه اين مطلبو ساعت 9:45 نوشته بودم اما ثبتو زدم ديدم ديسي شدم ديگه هم اكانتم وصل نشد اينم از بد شانسيه ديگه گفتم بيام باز بنويسمش برم بخوابم فردا زود بيدار شم زبان بخونم.
البته متن قبليم با اين خيلي فرق داشت ولي مربوط به قبل از اين ساعت بود ديگه نمي شه اونا رو بنويسم
خوب عيبي نداره من برم بخوابم شاد باشيد ![]()


